شانزدهمین ماهگرد شاهزاده ی خونمون
سلام گل پسر زیبا و شیطون من 
وای که این روزها چقدر شیطون شدی
و البته نق نقو
فکر کنم بخاطر دندونهاته ...ایشالا زودی در بیان تا تو یکم خوش اخلاق تر شی
از این روزهامون بگم که.. حسابی مشغول تو شدم و وقت هیچ کار دیگه ای هم ندارم .. البته یکم کمر دردم زیاد شده و مثلا رعایت میکنم ... به جاش شما همش بهونه بغل میگیری
و بعضی وقتها راه چاره ای نمی مونه
ولی خوب هم من و هم بابا از اینکه شما سالمی و شیطونی میکنی روزی هزار بار خدارو شکر میکنیم و یکم هم دلمون واسه نی نی بودنهات تنگ میشه
... بابا میگه دلم نمی خواد آرتین زود بزرگ شه !!
البته که این گذر عمرو هیچ کاریش نمیشه کرد...
این آقا جیجر مامانشششششششششششششششششه 
از کارهای جدیدی که میکنی اینه که متاسفانه یاد گرفتی چسب هایی که به کشوها زدمو میتونی باز کنی و تمام مدت باید زیر چشمی هواتو داشته باشم وگرنه یهویی دسته گل به اب میدی...
مثلا اون روز هواسم پرت یه اس ام اس شد ... شما رفتی سراغ کشو مامان و مشغول خوردن یه رژ شدی ... اینقدر عصبانی شدم و سریع دست و صورت و دهنتو شستم ...که هیچ عکسی موجود نداریم 
یا اون روز زحمت کشیده بودید همه قاشق هارو ریخته بودید بیرون و زیر کابینت که به سختی تونستم درشون بیارم و البته که بعدش هم شستن و خشک کردنشون ... اینم یه روز دیگه که سر بزنگاه مچتو گرفتم...
مامان جونهات زحمت کشیدن واسه زمستونت لباس بافتنی بافتن
این لباسیه که مامان مامان برای شما بافته ...یه سوییشرت کلاه دار با شلوار

این دوتا رو هم مامان بابا زحمت کشیدن واست بافتن
اینجا داری تاب تاب عباسی بازی میکنی روی صندلی راک

اینجا منتظریم بابا بیاد بریم پارک ... شما هم در حال خاموش روشن کردن چراغ هستی

یکی از سرگرمیهات رفتن توی تراسه ... اونم سر ظهر که افتاب باشه ... تا بتونی کلاه بذاری


اینجا واسه مامان بای بای هم میکنی

خیلی به گوشی موبایل علاقه داری و وقتی برمیداری میری روی مبل اینجوری دراز میکشی ...
ژستت منو کشته مامان جون

و شروع میکنی به تکون دادن پاهات


و متاسفانه دیشب زدی گوشی مامانو ترکوندی 
از دیگر تفریحاتت مامان جون رفتن زیر مبله ...


و اینکه تازگی ها یا دراز میکشی یا اینجوری خم میشی زیر چیزیو نگاه کنی

کاملا دیگه میتونی همه چیو بذاری روی اپن و از روی اپن برداری



اینم ماست خوردن به شیوه آرتین

آرتین با تموم شدن ۱۶ ماهگیش اولین اثر نقاشیشو کشید

اینم نقاشیش

البته بگم این اثر روی پاها و صورت و همچنین فرش نیز ثبت شد 
دایره لغاتی که میگی = اصل کلمه
بابا = بابا
ماما = مامان
انا = انار
اند = قند
قا = قاشق
دمپا = دمپایی
کنت = کنترل
گوو = جارو برقی
دمال = دسمال
پیاس = پیاز
عممم = عمو
دا دایی = دایی
ده ده = دردر
هاپپو = هاپو
هاپ هاپ = پارس سگ
خوووکار = خودکار
بع = صدای ببعی
سی = سیب
اب = اسب
آبه = آب
شیی = هرچیز سفید رنگی مثل شیر یا دوغ ..
نن = نون
شش = شکلات
حمم = حموم
ممم ع ع = مولفیکس مولفیکس ع ع
و البته تکرار دو حرف اول هرکلمه ای که ما بگیم تکرار کن
خلاصه جونم براتون بگه که آرتینم وارد ۱۷ مین ماه زندگیش شد... هورااا
پی نوشت ۱ : .: شاهزاده زیبای من " آرتین " تا این لحظه ، 1 سال و 4 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 32 دقیقه و 50 ثانیه سن دارد :.
پی نوشت ۲ : همیشه که نباید آرتین تنهایی خرابکاری کنه ...
آرتین دوربینو چنان زد زمین که قابش در اووومد
... مامان خانوم هم زحمت کشیدن با چسب قطره ای خواستن درستش کنن کلا همش چسبید
... لنزش باز نمیشههههههه
... یعنی دوربینمون خراب شد
بله تا درست شدنش یا خرید دوربین جدید نمیدونم چیکار کنیم ...
البته بگم بابا هم حضور داشتن و جلومونو نگرفتن .. بلکه خودشون هم همدستمون شدن 
و این بود ماجرای خراب شدن دوربین 



شانزدهمین ماهگرد شاهزاده ی خونمون 